خواهرش به خاطر دوست پسرش که تصویر شلخته ای از او کشیده بود هیستریک شد - چقدر لاغر و صاف بود. برادرش او را آرام کرد و اندازه کمر و باسن او را اندازه گرفت و به او اطمینان داد که او عالی است! مطمئناً، قدردانی او ناکافی بود - مکیدن خروس برادرش، اما آیا دختر شایسته همدردی نبود؟ وقتی می خواست سرش را از قبل بردارد، اجازه نمی داد - اگر می خواست بزرگ شود، آن را قورت بده. و به نظر می رسید که اسپرم او مورد پسند او بود. حالا همیشه می توانست روی او حساب کند.
جیتندر| 8 چند روز قبل
¶¶ دختران باهوش ¶¶
سنژانا| 36 چند روز قبل
وقتی شروع کردی به لیسیدن بیدمشک من نزدیک بود بیام. خیلی پرشور
باب| 28 چند روز قبل
آره از اخمش متنفر بودم! من نمی توانستم به درستی خودارضایی کنم.
کی میخواد با من سر و کله بزنه؟!
خواهرش به خاطر دوست پسرش که تصویر شلخته ای از او کشیده بود هیستریک شد - چقدر لاغر و صاف بود. برادرش او را آرام کرد و اندازه کمر و باسن او را اندازه گرفت و به او اطمینان داد که او عالی است! مطمئناً، قدردانی او ناکافی بود - مکیدن خروس برادرش، اما آیا دختر شایسته همدردی نبود؟ وقتی می خواست سرش را از قبل بردارد، اجازه نمی داد - اگر می خواست بزرگ شود، آن را قورت بده. و به نظر می رسید که اسپرم او مورد پسند او بود. حالا همیشه می توانست روی او حساب کند.
¶¶ دختران باهوش ¶¶
وقتی شروع کردی به لیسیدن بیدمشک من نزدیک بود بیام. خیلی پرشور
آره از اخمش متنفر بودم! من نمی توانستم به درستی خودارضایی کنم.